مانای من

ماندگارِ من، همیشگی‌ترین حس دنیا،

۱۸۱۹۲۰

بیست ماهِ با هم

بیست ماهه که دنیام با تو قشنگ‌تره؛
اینجا یه گوشه از خاطره‌هامونه (:

یادته اون روز؟

لب دریا ، غروب افتاب

شروع منو تو با لمس دستامون بود، با یه نگاه عمیق تو چشمای هم، همون چند ثانیه، هنوز که هنوزه یکی از شیرین‌ترین خاطره‌هایی هست که با تو دارم (:

آشپزیِ دونفره

خونه‌ی خودمون، بوی غذا و صدای خنده

یه آشپزخونه‌ی کوچیک، بوی غذا، صدای خنده‌هات و دستایی که کنار هم کار می‌کنن. هر چی با هم پختیم، خوشمزه‌ترین غذای دنیا بود؛ چون مزه‌ی «با هم بودن» می‌داد (:

خریدِ دوتایی

پاپیون عروسک‌فروشی

جلوی پاپیون، دست تو دست

حتی یه خرید ساده هم وقتی دستت تو دستمه، میشه قشنگ‌ترین گردش دنیا؛ از نگاه کردن به عروسک‌های پاپیون تا راه برگشت به خونه، همه‌ش یه خاطره‌ست (:

برای امروزت

می‌دونم امروز روزِ راحتی نیست. لازم نیست قوی باشی، لازم نیست چیزی رو توضیح بدی یا زودتر خوب بشی. هر حسی که داری، حق داری همون رو داشته باشی. من همینجام؛ حتی از این فاصله، فقط یه پیام دورترم.

هر وقت خواستی حرف بزنی — یا فقط سکوت کنی — من پایه‌ام.

سه تا خوراکی خوشمزه برای دل کوچولوی تو

توت‌فرنگی
شیرین، مثل خودت
انبه
تابستونی، مثل خنده‌هات
شیرکاکائو
گرم، مثل بغلی که از دور می‌فرستم

امن‌ترین جای دنیا

بغلت

بغلت امن‌ترین جای دنیاست. همون چند ثانیه که سرت رو شونه‌مه، همه‌ی صداها ساکت میشن و فقط صدای ضربان قلبامون می‌مونه.

همون لمسِ کوچیک

دستتو بذار روش و نگه دار،
همون‌قدر که تو ماشین نگه داشتم

نگه دار…

رسید 🤍
هر وقت دلت گرفت، همینجا نگه دار — من از این‌ور نگه داشتم.

بیست دلیل که دوستت دارم

یکی‌یکی بازشون کن — برای هر ماهی که کنارم بودی، یه دلیل.

روی یکی از عددها بزن…

۰ از ۲۰ باز شد

نامه‌هام برای تو

بازش کن ✉︎